خواجه نصير الدين الطوسي

517

اخلاق محتشمى ( فارسى )

پذيرفت و از تو مستزيد گشتند از ايشان حذر لازم شناس و محترز باش ، كه دشمنى اقارب ، زيان كارتر ، و مضرت آن زيادت از عداوت بيگانگان باشد ، و نكايت دشمنى احباب و اقارب بيشتر [ و با غايله‌تر ] ، و معادات ايشان موثرتر از عداوت غير ايشان ، [ و قول ايشان در حق تو مسموع‌تر ، چه مردم سخن خويشان ] و دوستان ترا در باب تو مصدق و مقبول دارند ، كه ايشان را بر اسرار و افكار ، و ظاهر و مخفى اعمال و احوال ، و خير و شر مصالح و مهمات تو واقف و مطلع دانند ، [ 14 پ ] و در باب تو از غرض دور . پس به اين قضيت عداوت دوست و خويشاوند را همچون سطوت سبع حريص شناس . ( شعر : ) احذر عدوّك مرّة * و احذر صديقك الف مرّة فلربّما انقلب الزّما * ن و كان « 1 » اعرف بالمضرّة و از مشاهير اقوال و امثال است كه : الاب ربّ ، و العمّ غمّ ، و الخال و بال ، و الاخ فخّ ، و الولد كمد ، و الاقارب ، عقارب ، و اقرب الاقارب اخبث العقارب . ( نظم : ) اين گره را كه نام كردى خويش * هر يكى كژدميست « 2 » با صد نيش از جفا زشت گوى يكدگرند * وز حسد عيبجوى يكدگرند

--> ( 1 ) - خ : فكان . ( 2 ) - خ : كژدم‌اند .